X
تبلیغات
تی اس

تی اس

امیرحسین هستم یه تی اس اف تو ام دارم تموم سعیمو برای رسیدن به هدفم میکنم

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ تی اس خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

من شدید تو شوکم شقایق خانم به من اطلاع دادن و من به وبلاگ امیر


ارسلان رفتم و چیزی دیدم که باورم نمیشه و یه مدارکی هس که ثابت


میکنه این ادم یه روانیه واقن نمیدونم چی بگم خلی عصابم داغونه


یه چیزایی دستگیرم شد که نمیدونم بگم یا نه کلا من تنم میخاره واسه


کاراگاه بازی


اون چیزایی که دستگیرم شدو اگه دیدم این قضیه جدیه میگم

[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 0:25 ] [ امیرحسین ]

[ ]

دوست عزیزی که اومدی با اسم یه دوست و به صورت خصوصی برای من


نظر گذاشتی وخودت رو ترنس معرفی کردی و راجع به یکی از بچه های تی


اس یه چیزایی گفتی باید خدمتت عرض کنم که دلیلی نداره من حرفای


شما رو باور کنم نمیدونم بچه های دیگم این کامنت رو دریافت کردن یا نه


ولی من باورم نمیشه درضمن شما که انقد دقیق امار طرفو دارید پس حتما


رفیقشی من نمیفهمم کسی که امار دقیق رفیقشو داره و میدونه که مثلا


کارای اشتباهی میکنه چرا بهش چیزی نمیگه؟! و چرا جلوشو نمیگیره


؟!حرفاتون عجیبه و غیر منطقی


درهر صورت امیدوارم حرفاتون حقیقت نداشته باشه و احتمال میدم که نداره

[ پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 ] [ 4:34 ] [ امیرحسین ]

[ ]

سلوووووووووووم همه


اومدم ماجرای عروسی رو تعریف کنم ;)


تیر عروسی پسر عمم بود دقیقا عروسی پسر همون عمم که سر تی اس 


بودنم باهاش دعوام شد:/ اولا نمیخواسم برم ولی مامانم گف نیای بم خوش 


نمیگذره


خلاصه که نمیخوام طولانیش کنم وارد جزئیات نمیشم


جالبیش اینجاس که همیشه داداشم به تیپو قیافم گیر میداد ولی ایندفه 


اصن کاری نداش تازه بهم گف که بیا کراواتمون عوض کنیم باهم یا راجع به 


موهام نظر میدادo_O


ما حاضر شدیم رفتیم سمت تالار که زنونه مردونه هم جدا بود.وارد شدن 


من به زنونه همانا و نگاه ها همان:/...عمم که اومد جلو به مامانم گف پسرت 


بچه نیس که با خودت اوردیش زنونه!:)منم جلو خودمو گرفتم که چیزی نگم


پرو پرو رفتم وسط با ابجیمو دوتا دیگه از عمه هام شروع کردم به رقصیدن 


وقت شام شد تنها رفتم نشستم پشت میز تا بقیه هم بیان یکی از خدمت 


کارای اونجا اومد گف تو اینجا چیکامیکنی؟گفتم کجا برم؟گف مردونه! :Dمنم 


خندیدم گفتم جام خوبه ^_^ گف پاشو برو مردونه نباید تورو اینجا راه میدادن منم 


موندم چی بگم ولی مجبور شدم این جمله ای که ازش متنفرمو بگم:"من 


دخترم":/ جا خورد گف خدایی؟گفتم اره شروع کرد چرتو پرت گفتن منم گوش 


ندادم چی میگه 


حالا همون خدمت کار اومد سرمیز بهمون گف این میز سرویس نداره 


بشینید جای دیگه :| ماهم رفتیم نشستیم سر یه میز که دوتا پیرزن و دوتا 


خانم نشسته بودن یکی از اون پیرزن ها که خعلی هم به خودش رسیده 


بود گف افرین تو تفکیک جنسیتیو قبول نداری مث من! :D منم نگاش کردم 


خندیدم مامانم باز این جمله مزخرفو گف:خانم این دختره :/ پیرزنه باورش 


نمیشد خلاصه که شامو خوردیم رفتیم پارکینگ خونه پسرعممو دوباره بزن 


برقصو ازین حرفا :) این عکسمم تو تالار گرفتم ^_^


راستی تو این ماه عزیز دعا یادتون نره


یا علی

[ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 ] [ 2:35 ] [ امیرحسین ]

[ ]

اینـــو آویـــــــــ ــــــــزه گوشت کــنـــــــــ ...!


مگـــه نخوآستــی بــــری؟!!


پس اینکــــه گــــریـــــــــ ـــــــه می کــــنم یــآ نـــهــــــــــ !


اینــکه شــــآدمـــــــ ــــ یــــآ نـــهـ !


اینکـــه مواظــــــ ــــــــــ ــــــب خــــودم هستــــــــــ ـم یـــآ نــهــــــــــــ !


بـه خــودمـ ربــــــــ ــــــط دآره

تـــو کـــه بـــه خــــواسته ات رسیـــــــــــ ـــــــــــدیــــــــــــ ...


رفتــــــ ــــــــــ ـــــــ ـــــی...


پس دیگــــــــه ســــ ـــآکت شو لعنتیــــــــــــــ.....

 

[ پنجشنبه سی ام خرداد 1392 ] [ 22:33 ] [ امیرحسین ]

[ ]

سلووووووووووووم همه


بلخره میخام زنگ بزنم وقت بگیرم برا انستیتو میتونم دکترمو خودم انتخاب کنم؟


اگه میتونم پس بگید با کدوم دکتر جلساتمو وردارم؟

[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 22:1 ] [ امیرحسین ]

[ ]

+اون سیگاره دستت؟

- آره
+
گفته بودی نمیکشم؟!
-
گفته بودی نمیرم..

[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 1:45 ] [ امیرحسین ]

[ ]

مرد که باشی

باید خیلی از نامردی ها رو تحمل کنی

باید دستتو بذاری روی دلت که یه موقع کسی نفهمه

دلت رو کی شکونده

مرد که باشی وقتی کسی رو که دوست داری بهت پشت کرد

نفرین نمیکنی انتقام نمیگیری فریاد نمیکنی اسمش رو به بدی یاد

نمیکنی

فقط در سکوت مردونگیت

بغضتو اشکت رو قایم می کنی که نکند نامردها از غم درونت شاد

بشن

مرد که باشی باید غماتو پشت خندت

دلسوزی هاتو پشت عصبانیت

غیرتتو پشت فریاد

و عشقتو پشت نگاه قایم کنی

مرد بودن خیلی سخته خیلی سخـــــــت..... ­!



[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 1:44 ] [ امیرحسین ]

[ ]

خــــــــــــــتــــــــــــم کـــــــــــــلام :

*** عــــــشــــــق یعنـــی یــــــکــــــی بــــــــــــــــود . . و یکـــــــــی ...نــــابــــــــــود***

[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 1:41 ] [ امیرحسین ]

[ ]

365 روز از رفتنش میگذره 365 روز از مرگ من میگذره تواین یه سال به هر


شکلی بود سعی کردم فراموشش کنم ولی نشد اخه کم نیس 4 سال از


عمرتو باهاش باشی 4 سال خاطره داشه باشی 4 سال با یکی زندگی


کنی کم نیس به مولا


دلم براش خیلی تنگ شده خیلی دلم برای اینکه بش بگم دوست دارم تنگ


شده یادش بخیر همیشه بهم میگف من توام توام منی همیشه قسم


میخورد تنهام نمیزاره ولی چی شد؟رفت....به همین راحتی


دقیقا من اون لحظه صدای شکستنه خودمو شنیدم صدای خوردشدنمو


شنیدم شب بدی بود خیلی بد


خیلی حرف دارم بزنم ولی بهتره خیلیاش تو دلم بمونه چون میدونم میاد و به


این وبلاگ سر میزنه


امیدوارم هیچ کدومتون از عشقاتون جدا نشین


یا حق

[ جمعه بیست و چهارم خرداد 1392 ] [ 1:39 ] [ امیرحسین ]

[ ]

سلووووووووووووووووم به همه


اومدم که عید و روز پدر و روز مرد رو به همه داداشا و پدرای گل تبریک بگم


امیدوارم همگی به ارزوهاتون برسید


یا علی

[ جمعه سوم خرداد 1392 ] [ 18:9 ] [ امیرحسین ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه